شاید برایت پیش آمده باشد …..

در محل کار بهترین نمایش را دارید و بیشتر از همه کار می کنید

اما همکار کنار شما هر روز بیشتر مورد احترام قرار می گیرد

و تمام پست های سازمانی را درو می کند

برای همه اقوام زحمت کشیده اید و برای شادی آنها تلاش کردید .

اما پشت شما هر جور حرفی را می زنند

ولی به کسی که به آنها باج نمی دهد بیشترین احترام را می گذارند

کسی را که سالها دوست داشتید و ازدواج با او خواب و خوراک را از شما گرفته بود

آنقدر معطل کردید و درخواست دوستی و ازدواج ندادید

تا اینکه یک روز او را در کنار نامزدش دیدید

خجالت و کم رویی موجب می شود تا فرصتهای بی شمار موفقیت از ما گرفته شود

در این مطلب شما را با پنج گرفتاری بزرگخجالت و کم رویی آشنا خواهم کرد

1.هیچگاه دیده نمی شوی

فرد خجالتی اصولا کارهای خلاقانه و بیشتری نسبت به دیگران انجام می دهد

اما چون نمی تواند خود را به خوبی ارائه دهد

و توانایی های خود را به خوبی به نمایش بگذارد

از فردی که مهارت و زحمت کمتری دارد

راحت می تواند درخواست کند و یا کارش را ارائه دهد ، همیشه عقب می ماند

در جمعهای خانوادگی نمی تواند

از خستگی و یا زحمتهای خود حرفی به میان آورد

و برای همین همیشه در معرض حرفها و نظرات غیر منصفانه دیگران است

2.از دست دادن فرصتهای مالی فراوان 

در هنگام فروش دائم فکر می کند دارد زیادتر از حقش دریافت می کند

و به همین جهت همیشه قیمت پایین می دهد

به دیگران انواع قرض های مالی داده و خیلی از آنها برگشت نمی کند

و یا آنقدر در دادن به او تعلل می کنند که ارزش پول کلا از بین رفته

و او خجالت می کشد تماس بگیرد و پول خود را بخواهد

گرفتار مشکلی شده است و یا می خواهد کاری انجام دهد

و مقداری پول کم دارد ، اما از اینکه از کسی بخواهد تا برای مدت کوتاهی به او قرض بدهن خجالت می کشد

در هنگام خرید خجالت می کشد تا قیمت گیری کند

و برای همین از مغازه بغلی هم گران تر خرید می کند

زیرا خجالت می کشید تا قیمت بگیرد و قیمتها را مقایسه کند

3.پیشرفت و مقامهای عالی 

سالها مشغول کار است و کارهایش را هم به درستی انجام می دهد

و تا به امروز هیچ مشکلی هم نداشته اما …

خجالت می کشد از مسئول خود درخواست پست کند

و برای همین پستها را همکاران بی لیاقت ولی شجاع تصاحب می کنند

سود آوری عالی برای کارفرما خود دارد و یا کارش آنقدر خوب و عالی است

اما خجالت می کشد دستمزد مناسب خود را دریافت کند

فرد خجالتی نه اهل چانه زنی است و نه قیمت گیری

و به همین جهت فرصت سوزی را در دستور کار خود قرار داده است

4.حرف شنوی بی چون و چرا 

افراد بی ادب هر طوری که بخواهند با او رفتار می کنند

و مانند برده از او کار می کشند

کارهایی را برای دیگران به خاطر خجالتی بودن انجام می دهد

که موجب جسور تر و پر توقع تر شدن دیگران می شود

وقتی یکبار کاری انجام داد و دیگران خوششان آمد …

حالا هر وقت از او بخواهند باز انجام می دهد

حتی اگر به شخصیتش لطمه وارد شود و یا سوء استفاده روشن از او باشد

5.نا مطمئن بودن به خود و قبول حرفهای دیگران 

به خاطر خجالت افرادی را تایید می کند ،

که در حالت عادی می داند انسان سالمی نیست

از کسی تعریف می کند که لایق هیچگونه تعریف و تمجیدی نیست

هیچوقت از افراد انتقاد نمی کند و همیشه با لبخند سعی در رضایت دیگران دارد حرف هر انسان ناجور و نابلد را به راحتی قبول می کند

و به دیده و فکر خودش هیچ اعتقاد و اعتمادی ندارد

وزارت بهداشت ایران میگوید :27 درصد مردان و زنان در ایران

دچار افسردگی جدی هستند ، این یعنی فاجعه ….

شاید بپرسی برای چی فاجعه ؟

حالا خیلی بزرگش نکنید …

مگر چه ضرری به حال دیگران دارند

خودشان فقط با ناراحتی و غم زندگی می کنند

به کسی که آسیب نمی رسانند …

افسردگی به همه آسیب می رساند 

بله ، حرفتان درست بود اگر ، افسردگی فقط درونی بود

ولی با کمال تاسف افسردگی بسیاری از افراد را وادار کرده که عادات افسردگی  خود

را نا خودآگاه بیرون بکشانند و باعث سیاه شدن زندگی دیگران و خود شوند

اجازه دهید به چند نمونه که با چشمهای خودم از مراجعات و تماس ها دیدم اشاره

کنم ….

مرد افسرده ای که دو سال بود به همسرش اجازه رفتن به مهمانی را

نمی داد و در خانه با حرف نزدن و سکوت خود موجب منحرف شدن و رابطه نامشروع

همسرش با مرد دیگری شده بود

خانم افسرده ای که به علت افسردگی از شوهر و فرزند خود بیزار بود و دائم در این

فکر بود تا به زندگی خود و فرزندش و شوهرش پایان دهد

و برای این آمده بود تا نظر مرا در مورد شیوه خودکشی بدون سختی جویا شود

پدر و مادری که مدتها درگیر  افسردگی فرزند خود بودند و احساس

می کردند ، فرزندشان هر لحظه در فکر خودکشی است

اگر علائم افسردگی را بشناسید به راحتی می توانید تشخیص دهید که آیا دچار

افسرگی هستید یا نه و اگر هم دچار شده اید نگران نباشید ،

البته برای کمک در پایان مقاله یک پیشنهاد هم برای شما گذاشته ام

علائم افسردگی 

1. دائم حس گناه زیاد دارید 

همیشه بخاطر کاری که انجام دادی خودت را سرزنش میکنی

همیشه بخاطر کاری که انجام ندادی خودی را میخوری

به دلیل انجام نشدن تمام کارهای روزانه خودت افسرده هستی

از هدر رفتن و بیهوده گذشتن وقت و زمان خودت حرص میخوری

از اینکه نمیتوانی سراغ کارهای مهم زندگیت بروی مأیوس هستی

در اکثر اوقات مشغول خدمت کردن به اطرافیان خودت هستی

تمام تلاشت را میکنی که بهترین کمک و سرویس را به دیگران بدهی

اگر بر روی علایق خودت تمرکز کنی، عذاب وجدان میگیری

اینها نمونه های کوچکی از حس گناه در زندگی است که می تواند از نشانه های

جدی افسردگی باشه

2.احساس خستگی همیشگی 

همیشه حس خستگی داری و فکر میکنی به یک استراحت بلند و زیاد نیاز داری

دائم حس می کنی که انرژی برای انجام کارها نداری

هر لحظه اراده کنی ، می توانی بخوابی

صبحها که از خواب بیدار میشویی  ، حس بی حالی و افسردگی داری

هیچ حسی نسبت به زندگی نداری

انجام هر کاری برایت سخت و دشوار است

اگر به مدت شش ماه این احساس را داری که اصلا خستگی هایت تمامی ندارد ،

باید فکر اساسی و جدی برای تغییر سبک زندگیت کنی ،

زیرا افسردگی از آن چیزی که فکرش را می کنی به تو نزدیک تر است

3.تغییر اخلاق و رفتار 

مدتی است که حس بی حالی و کسالت شدید داری

به سختی می تونی تمرکز کنی و دائم ذهنت همه جا میرود

در انجام کارهای روزمره خودت هیچ انگیزه ای نداری

زود از کوره در می روی و عصبانی می شوی

زود رنج شدی و با کوچکترین جواب منفی ناراحت میشوی

احساس بدی نسبت به خانه خودت داری

و دوست داری برای مدتی دور از خانه و تنها باشی

حتی خیلی وقتها حس میکنی ، حوصله خندیدن هم نداری و هیچ موضوعی نمیتونه

باعث لبخندت بشود

این تغییرات خلق و خو نیز اگر بیشتر از دو هفته ادامه داشته باشد ،

شاید بهتر باشه روی خودتون تمرکز کنید تا از افسردگی جلوگیری کنی

4.بی توجهی و بی خیالی 

اگر تصمیم گرفتن برایت مشکل شده و برای هر موضوع کوچکی نیازبه کمک داری

در انتخاب کردن دچار مشکل شده ای و دوست داری دیگران برایت تصمیم بگیرند

هیچ چیزی شما را به وجد نمی آورد ، و باعث خوشحالی شما نمی شود

به قولی دپرس هستید و بی حال

5.تغییر در ساعت خواب 

شبها اگر دیر می خوابی و خیلی به سختی به خواب می روی

یا اینکه دوست داری بیشتر اوقات در خواب باشی

هیچ وقت از خوابیدن سیر نمی شوی

یا برعکس زود و بدون دلیل از خواب بیدار می شوی

با ساعت خیلی کم خوابیدن ، نیازبه خوابت برطرف میشود (4 ساعت خواب و کمتر )

نظم خوابت کاملا برهم خورده باشد

خواب  نا منظم می تواند علامت جدی افسردگی باشد

6.غذا خور یا بی اشتها شدن 

تا همین چند وقت پیش به سختی غذا می خوردی

ولی الان همیشه گرسنه هستی

اضافه وزن گرفتی از بس انواع غذا ها رو میخوری

وقتی عصبانی یا ناراحت هستی می روی سراغ یخچال

یا بلعکس …

دیگر میلی به غذا نداری و دوست داری تمام وعده های غذایی روزانه را جمع کنی

و فقط روزی یک وعده غذا میل کنی

تغییر عادات غذایی خودت را جدی بگیر

7.مشکلات گوارشی و مفصلی 

شکم درد و اسهالی بودن مداوم

سوء هاضمه مثل گاز زیاد شکم ، سوزش شکم ،تهوع ، نفخ

تپش قلب شدید و داشتن درد در قفسه سینه

درد گردن و پشت و شانه ها

این موارد از علائم جسمی افسردگی است

8.بی میلی و یا علاقه جنسی شدید 

خیلی از اوقات افسردگی بر روی عملکرد جنسی به شدت تاثیر می گذارد

بی میلی جنسی شاید کمتر اتفاق  بیفتد و در اکثر اوقات علایق جنسی زیاد و بدون

حد و مرز برای شخص افسرده اتفاق می افتد ، مثلا خیال پردازی جنسی ، میل

جنسی به غیر از همسر و ارضاء نشدن جنسی ، که متاسفانه می تواند به اعتیاد

جنسی مبتلا شود

ولی نگران نباشید 

افسردگی را می توان درمان کرد و درمانی برای آن وجود دارد

حتما نیاز نیست تا دارو مصرف کنید ، اگر اراده کافی برای تغییر وضعیت داشته باشید

به سرعت می توانید افسردگی را درمان کنید

پیشنهاد کمک ما را بپذیرید 

تلاش میکنیم در سایت کلوپ مشاوران این مشکل را به صورت اساسی حل کنیم ، با پر کردن فرم زیر به شما قول می دهیم تمام اطلاعات کافی را به محض انتشار برای شما ارسال کنیم تا به راحتی به دوران پیشرفت و سلامتی و شادابی خود برسید

 

 

 

 

موضوع : خجالتی بودن /رشد شخصی

نویسنده : مسعود ملایی مشاور و مدرس موفقیت

مرجع : سایت کلوپ مشاوران


وقتی در جمع صحبتی پیش می آید معمولا خجالت می کشم وارد بحث شوم

و نظرم را به راحتی اعلام کنم

سخت ترین کار دنیا برای من دادن کنفرانس در کلاس است

اگر در مغازه ای پولی پرداخت کنم و اضافه پول را به من برنگردانند

معمولا چیزی نمی گویم ….

اصلا ذوست ندارم در مهمانی ها شرکت کنم ….

همه به من می گویند عبوس و بد اخلاق ، ولی من فقط دوست ندارم

در جمع ها باشم

همکارانم به راحتی با مدیران ارتباط برقرار می کنند ولی ..

من جانم به لبم می رسد تا تقاضای مرخصی کنم …

اینها نمونه هایی از حالات و احوال افراد خجالتی است ……

اما به راستی چرا ؟

چرا  عده زیادی از مردم به جای فعال و در صحنه بودن 

کناره گیری و خجالت را انتخاب می کنند ؟

پدر و مادر خجالتی

معمولا پدر و مادرهایی که دائم در حال تایید زندگی دیگران

و قبول چشم بسته نظرات دیگران هستند

فرزندانی با همین سبک و سیاق تربیت می کنند

این شخص در زندگی خود از کودکی تا بزرگسالی هیچ حرکت محکم

و مثبتی از سوی پدر و مادر خود نمیبیند ، و به همین علت

دایم خود را پایین تر از دیگران میداند و نیازی به دفاع از حق و حقوق خود ندارد

زیرا یاد گرفته …..

دیگران در هر شرایطی از او بهتر هستند

مسخره های دوران کودکی

فقط کافیست یک بار به کودکی که لباسی برای عروسی برتن کرده بگویید

این چه وضع لباس پوشیدنه ….

خودت را چرا مسخره کردی……

همین کافیست تا این شخص همیشه در اینگونه مناسبتها

علاقه ای به حضور زود هنگام نداشته باشد  زیرا ….

در ذهن او مراسمات با مسخره شدنش حک شده است …

هر گونه تمسخر ، توهین در کودکی می تواند کودک را مستعد خجالتی بودن کند

اگر خجالتی هستید و برای موضوع خاصی دچار این بحران شده اید

سری به دوران کودکی خود بزنید ، شاید ریشه اش را یدا کنید

من بد هستم

هر گاه تصور را خود را به این بگذارید که من به اندازه کافی خوب نیستم

هیچگونه عمل موافق با خوب بودن خود انجام نمی دهید

وقتی می گویید : من در کارهایم تنبل هستم

حتی وقتی کارهایتان را به بهترین نحو هم انجام دهید

قدرت ارائه و تبلیغ کار خود را ندارید

خجالتی بودن تا حدود زیادی به نگرش درونی ما نسبت به خودمان باز می گردد

تا موقعی که خود را لایق و عالی ندانید ، هیچگاه ابراز وجود نخواهید کرد

توجه و وسواس به نظر دیگران

افرادی که خیلی نگران این هستند که چگونه به نظر می سند

و از اینکه مورد قضاوت دیگران قرار بگیرند نگران هستند

همیشه در دنیایی از نگرانی ، استرس و اضطراب زندگی می کنند

و این اتفاق می تواند ازهر کسی ، یک فرد خجالتی بسازد

وقتی بدانید با وارد شدن در جمعی همه نگاهها به سمت شماست

و خیلی هم نگران خوب به نظر رسیدن خودتان باشید

طبیعی است که خجالت هم می کشید

برچسب خجالتی بودن

گاهی خودمان با زدن برچسب خجالتی بودن به خود موجب بیشتر شدن

این حس در خودمان می شویم

خجالت می کشم با فلانی روبرو شوم

خجالت می کشم نظراتم را بگویم

هر وقت برچسب خجالتی بودن را به خود می زنید …

به صورت روانی خود را مجبور به انجام کاری می کنید که این تفکر شما را..

تایید کند و به شمابفهماند که درست فکر می کردید …

برچسب منفی در  شرایطی و به هر شکلی می تواند شما را نالایق نشان دهد

وقتی خود را نالایق بدانید حتما خجالتی خواهید بود

 

همه می خواهند ثروتمند باشند …

همه دوست دارند بهترین و جدیدترین مدل خودرو  داشته باشند ….

همه می خواهند شغل دلخواه و پر درآمدی داشته باشند ….

می خواهند به استقلال مالی برسند …

بدهی خود را پرداخت کنند ….

محبوب و مشهور باشند ….

و اعتبار زیادی داشته باشند …..

اما زیاد خوشبین نباشید ، همه مردم این اهداف را دارند …

تا وقتی که صحبت از خیالبافی و آرزو کردن باشد ….

این صف طولانی و بلند است ….

اما از یک جایی این صف تمام طول خود را از دست می دهد ….

آمارها 80% را نشان می دهد …

اما من معتقدم 95% مردم از صف رسیدن به اهداف خود باز می مانند ….

و هیچگاه به اهداف خود نمی رسند ……

مشکل نرسیدن چیست ؟

هوش کافی ندارم 

یکی از بهترین بهانه ها برای انجام ندادن هر کاری و قبل از شروع متقاعد به

شکست خوردن  است ….

اما چرا این کار را با خودمان می کنیم ؟

زیرا خود را قبل از شروع شکست خورده می دانیم و می خواهیم با این کار ، راه

گریزی برای خود انتخاب کرده باشیم

تحصیلات عالی ندارم 

موضوع نخ نمایی شده و دیگر به کار نمی آید …

دلیل می خواهید ؟

بروید و پولدارهای دور و برتان را پیدا کنید ….

یا اصلا دانشگاه نرفتند …

و یا به شغلی غیر مرتبط با رشته تحصیلی خود سرگرمند …

در گذشته مردم بر اساس مدرک به شما پول می دادند ….

اما امروز برای مردم لقب دکتر و مهندس چیزی جز احترام تحصیلی نگه داشتن

نیست ….

مردم برای نتیجه ای که از عمل شما به دست می آورند پول می دهند     مسعود ملایی 

کمی دیر شده است 

چرا دیر شده ؟؟؟

مگر از تاریخ مرگمان مطلع  هستیم …

اجازه دهید تا آماری حرف بزنیم ….

آمارها می گوید نزدیک به 80% ثروتمندان و مولتی میلیونر ها ، دقیقا از سن سی و

پنج سالگی به بعد به موفقیت رسیدند

و قبل از این سن یک صفر به تمام معنا بوده اند

شانس ندارم  

من در این زمینه حرفی برای گفتن ندارم .

ولی بدنیست جمله ای از انیشتین را بگویم :

هر موفقیتی در دنیا فرمولی دارد که هر کس با انجام آن دقیقا به همان اهداف می

رسد

پس اشکال کار در کجاست ؟؟؟

ما برای رسیدن به موفقیت نیاز به نظم داریم ….

نظمی که بتواند برای ما کاملا مشخص کند ، از صبح تا شب دقیقا چه کارهایی را

باید انجام دهیم

نظم به ما مسیر را نشان می دهد

نظم جلوی ورشکستگی مالی را می گیرد

نظم فرصت سو استفاده  دیگران از شلوغی کار ما را می گیرد

نظم منحرف شدن از مسیر را نشانمان می دهد

با نظم دیگر نیازی نیست تا بپرسیم : حالا باید چکار کنم ؟

شما فقط با داشتن این پنج نظم مهم می توانید به تمام اهداف خود برسید

1.نظم شخصی 

با نظم شخصی قدرت منظم کردن خودتان براساس اهداف خود و

انتخاب تیپ شخصیتی براساس دلخواه خود را پیدا می کنید

تبدیل به فردی مسئو لیت پذیر می شوید و اهداف خود را به آسانی تشخیص

میدهید

شما با داشتن نظم شخصی قدرت و شهامت خود را افزایش می دهید و در راه

رسیدن به اهدافتان فردی با استقامت و قدرت خواهید شد

 

2.نظم مالی

این نظم به شما کمک می کند بتوانید خوب پولتان را به جریان بیندازید و البته

بدهیهای خود را پرداخت کنید و با پس انداز اندک بدون توجه به شغل و درآمد فعلی

ثروت خود را افزایش دهید

3.نظم اجتماعی

با این نظم یاد میگیرید که چگونه تبدیل به فردی با برند شخصی منحصر به فرد خود

شوید

و بتوانید خود را به خوبی به مردم و اجتماع نشان دهید

این سبک از نظم شما را تبدیل به فردی غیر قابل نفوذ ، با اراده و شجاع خواهد

کرد

4. نظم خانوادگی

اگر این نظم را داشته باشید ، باید خیالتان از بابت آرامش روحی در منزل و خانواده

راحت باشد

و از نظر روحی ، جسمی و جنسی همیشه کامل خواهید بود

نظم خانوادگی میزان مشاجره شما در منزل را به شدت کاهش می دهد

و شما  نه فقط در  جامعه ، بلکه در خانه نیز فردی محبوب و جذاب نگه خواهد

داشت

5. نظم شغلی

که به شما در انتخاب هدف شغلی و یافتن راههای موفقیت شغلی کمک خواهد

کرد

خواهید آموخت چگونه در کسب و کار خود تبدیل به یک نفر اول شوید و بتوانید به

راحتی بیزنس و کسب و کار خود را پیش ببرید

و حتی اگر کارمند هستید ، چگونه در شرکت و یا سازمان خود تبدیل به فردی

موفق و سرانجام رییس شوید

مسعود ملایی مشاور و مدرس موفقیت

از هر فرصتی برای فرار از خانه استفاده می کند ….

اصلا نسبت به همسرش میل جنسی ندارد ….

آرایش و لباسهای محرک همسر برایش بی اثر است ….

با کوچکترین دعوایی رختخواب خود را جدا می کند ….

هیچ حسی در هنگام روابط زناشویی ندارد ….

زودانزالی و تمام کردن سریع رابطه ، کار همیشگی اوست …

اما وقتی بیرون از خانه است ….

یک مرد چشم چران واقعی است ….

تمام اندام جنسی زنان را دید می زند …..

مدام از موضوعات جنسی حرف می زند …..

از زنان دیگر تعریف می کند ….

چت و دیدن فیلمهای جنسی کار هر روزه اوست ….

و در بسیاری از اوقات  خیانت جنسی مرد نیز  دارد ….

اینگونه مردان شور جنسی خود را در خانه از دست داده اند .

اما علت اینگونه اعمال در مردان چیست ؟

در تحقیقات و مشاوره با مردهایی که نسبت به موضوعات جنسی بی میلی

داشته اند به این موارد برخورد کرده ام ….

سرد مزاجی همسر 

زنانی که در خانه نسبت به تحرک و شور جنسی بی میل هستند …

آنها هیچ اقدامی که موجب تحریک همسر شود انجام نمی دهند

در واقع آنها معتقدند که مرد زندگیشان باید به طور غریزی تمایل جنسی به او

داشته باشد .

شرط جنسی برای همسر 

در یکی از مشاوره ها به موردی عجیب برخورد کردم ،اینکه …

زن در قبال انجام عمل جنسی درخواستی را مطرح می کرد …

مثلا : پول ،لباس ، مهمانی مورد نظر خودش ، بی توجهی به شخصی دیگر

اینگونه اعمال به شدت مرد را از رختخواب همسر جدا کرده و فرصت هرگونه خیانت

جنسی را برای مرد فراهم می کند

بی تفاوتی در رابطه 

مانند یک جنازه بی تحرک در رختخواب بودن و عدم انجام پوزیشن های مختلف

به مرد این باور را می دهد که این زن نسبت به او هیچ حسی ندارد

مرد ترجیح می دهد تا با فردی که شور و سرمستی جنسی داشته باشد ،

همنشین شود

ایراد گیری از اندام مردانه 

مرد باید هیکلی باشه ،

فلان بازیگر رو ببین

کم مو بودن ، پر موبودن

لاغر بودن ، چاق بودن ، ضعیف بودن و اشکال از آلات جنسی مردانه

به شدت مرد را خانه گریز و از همسر متنفر می کند

مردها بر اساس غرور مردانه علاقه به تعریف و تمجید دارند و از ایراد گیری به

سرعت فرار می کنند

زنان دائم مریض و بی حال 

زنانی که دائم از بیماری و ناراحتی و غم  غصه حرف می زنند

این قابلیت را دارند که هر مردی را از خود فراری دهند

و خانه خود را تبدیل به جهنم طغیان و سرکشی مردانه کنند

اصولا مردها زنان ، زیرک و شاد و جسور و را خیلی می پسندند

عدم رسیدگی به نظافت 

موهای زائد بدن زن

عدم رعایت تمیزی

موی صورت

نداشتن آرایش

نپوشیدن لباسهای جنسی مناسب

از بزرگترین نوع بی توجهی جنسی زنان است که مرد را تبدیل به یک غریبه در

خانه  می کند ، زیرا همسرش با این کار بی توجه بودن به همسر را فریاد می زند

اگر هر یک از این موارد را در خود یافت کردید ، قبل از اینکه تبدیل به تنوع طلبی

مردانه شود جلویش را بگیرید

مسعود ملایی (مشاور موفقیت و رشد شخصی )

والف والدو امرسون میگوید :

کردارتان آنچنان بلند بلند صحبت می کند ، که نمی توانم یک کلمه از آنچه که می گویید را بشنوم

تفاوت خیلی زیادی است بین ثروتمند بودن و ثروتمند به نظر رسیدن …

بین خوشبخت بودن و خوشبخت به نظر رسیدن …

بین  همسر خوب بودن و یا همسر خوب به نظر رسیدن ….

بین کارمند و یا مدیر خوب بودن و خوب و مدبر به نظر رسیدن ….

وقتی شروع به بازی یک نقش دروغین می کنیم …..

از درون حس تنفر و بی اعتمادی را در خودمان زنده می کنیم …..

و شخصیت خود را به طور کامل زیر سوال می بریم ….

زیرا به هر حال یک روزی نمایش به پایان خواهد رسید …..

و دست ما برای همیشه رو خواهد شد ….

در این مقاله می خواهم درباره راهکارهایی با شما صحبت کنم که شخصیت شما را در حد کلاس جهانی بالا خواهد برد …

و شما را تبدیل به فردی موفق و با شخصیت مثال زدنی خواهد کرد ….


شاید این مطلب بیشتر کمکت کند :چطور تغییر رفتار دائمی داشته باشیم؟


شخصیت با کلاس جهانی

شاید عنوان مقاله کمی برای شما مبالغه آمیز به نظر برسد اما ….

به نظر شما ….

درست حرف زدن فقط در ایران خوب است ؟

نمایش بازی نکردن  و صداقت فقط اینجا مورد پسند است ؟

خیر و صلاح دیگران را در نظر گرفتن فقط در کشور ما مورد توجه است ؟

آیا جدیت و پی گیری فقط کار خوب برای ایرانی هاست؟

در همه جای دنیا اگر رفتارهایی که در زیر می آورم را داشته باشید …

تبدیل به فردی با کلاس و هویت جهانی خواهید شد ….

و بدون توجه به اینکه در چه کشوری زندگی می کنید …

به سرعت پله های ترقی را بالا خواهید رفت …

 برای تبدیل شدن به شخصیتی که در هر شرایطی موفقیت را کسب کند ، نیاز به یک انظباط و نظم شخصی بسیار بالایی دارید       مسعود ملایی

برای داشتن شخصیت قوی این چهار مورد را حتما رعایت کنید 

صداقت :

اصل اول موفقیت شخصیتهای جهانی صداقت است …

شما وقتی صداقت را در دستور کار خود قرار می دهید…

نشان می دهید  فردی هستید ، که در هر شرایطی حاضر نیست تا شخصیت و اعتبار خود را مصالحه کند ….

صداقت می تواند در بلند مدت باعث رشد شخصیتی و اعتبار جهانی شما شود

و برای معتبر بودن همین بس ، که دیگران با شنیدن نامتان صداقت و درستی را جستجو کنند

و میزان اعتبار شما موفقیتتان را نشان خواهد داد

راه درست :

در هر شرایطی راه درست را انتخاب کنید …

این کار می تواند هزینه هایی را نیز برای شما داشته باشد …

مثلا دوستی که درخواست نابجایی دارد و باید ردش کنید …

خانواده ای که گاها باید کار زیاد شما را بپذیرد …

خودتان که باید به جای استفاده از شبکه های اجتماعی ، تلفن را خاموش کنید و کتابی را بخوانید

کار سخت :

در هر شرایطی شما دو انتخاب بیشتر ندارید …

یا کار راحت که نتیجه ضعیفی را دارد انتخاب کنید …

یا کار سخت که نتیجه بزرگ را برای شما خواهد داشت را انتخاب کنید …

 لازمه انتخاب کار سخت و مهم و چشم پوشی از کار راحت و بی نتیجه داشتن نظمی شدید است    مسعود ملایی

پی گیری :

در هر کاری اگر سماجت و پی گیری را چاشنی کار خود کنید نتایجی فوق العاده دریافت می کنید

از پشت گوش انداختن کارها ، به شدت اجتناب کنید و تصمیم بگیرید تا کاری را تا به آخر انجام ندادید ، آن را رها نکنید

تنها نظمی که برای این کار نیاز دارید این است …

هر وقت کاری مهم برای شما ایجاد شد ، سریع به خودتان بگویید …

همین الان انجام بده ، همین الان انجام بده ، همین الان انجام بده 

این کار باعث می شود تا سریع به کار اصلی خودتان بر گردید و از اتلاف وقت بپرهیزید

و نکته بسیار مهمتر اینکه ترسهای شما نیز با شروع کار از بین خواهند رفت

 

آیا شما صبح شنبه ، با انرژی از خواب بیدار می شوید و از شروع هفته ای دیگر خوشحالید؟

آیا در محل کارتان آنقدر با لذت مشغولید ، که گذر زمان را متوجه نمی شوید ؟

آیا حاضرید برای مدتی بدون حقوق و درآمد ، همین کار فعلی خود را ادامه دهید ؟

آیا بودن در محل کار و دیدن همکارانتان شما را به وجد می آورد ؟

اگر پاسختان حداقل به دو سوال بالا منفی باشد ……

احتمالا شما شغلتان را دوست ندارید ….

و حتما از انجامش هم لدت نمی برید …..

بهتر از من می دانید ، اگر شغلی که دارید برای شما لذت بخش نباشد …

احتمال موفقیت در آن به شدت پایین است ..

تمامی افرادی که در زمینه شغلی خود سر آمد و فوق موفق بوده اند ….

در یک موضوع با هم اشتراک دارند ….

اینکه حتی یک روز از زندگیشان را کار نکرده اند ..

زیرا آنقدر به شغلشان علاقمند بودند، که کار برای آنها یک تفریح لذت بخش بوده است

این ترس حق شماست 

به هیچ عنوان شغل فعلی خود را تا رسیدن به نتیجه مناسب رها نکنید …

ایده استعفا و ترک ناگهانی شغل ، به امید رسیدن به موفقیت در شغلی که دوست دارید …

در عصر حاضر یک اشتباه محسوب می شود …

مگر اینکه ….

زندگی در تنهایی داشته باشید و نسبت به هیچکس مسئولیتی نداشته باشید (همسر و فرزند )

در تمامی مشاوره ها و کلاسهای خصوصی به افراد توصیه می کنم ..

تا موقعی که به درآمد معادل و یا بیشتر از شغل فعلی خود نرسیده اند …

شغل فعلی خود را رها نکنید …..

می توانید با کار پاره وقت شروع کنید و به تدریج خود را آماده تغییر شغل کنید 

شغل فعلی شما ….

برای دیگران کار کنید …

بسیاری از افراد تلاش دارند ،

تا فقط ماهانه درآمدی به حساب بانکی آنها به عنوان دستمزد واریز شود ….

یا چکی را از صاحب کسب و کار خود دریافت نمایند

این شرایط می تواند برای یک سازمان ، یا یک فرد باشد ،

در هر دو حالت شما یک کارمند محسوب می شوید …

یعنی دارید برای کسب رضایت و یا سود شخصی یک سازمان یا فرد دیگر تلاش می کنید …

به هیچ عنوان قصد توهین به کارمندان عزیز را ندارم

فقط در مورد یک شیوه کاری در حال بحث و صحبت هستیم ….

در این مدل انتخاب شغل ، ترس نقش اساسی را بازی می کند

افرادی که وارد حوزه کارمندی می شوند

غالبا از توانایی های شخصی خود آگاه نیستند

و یا توانایی خود را بسیار بی ارزش می دانند ….

وقتی هم که وارد کارمندی می شوند ،

ترسهایشان اجازه خروج از این سیستم را نمی دهد

البته شیرینی های خاصی هم دارد …

مسافرت و مرخصی می روید ، اما همچنان حقوقتان داده می شود …

بدون اینکه خودتان آگاه باشید حق بیمه و مالیات شما پرداخت می شود

یا می توانید از بعضی از مزایا و پاداش و عیدی استفاده کنید …

پیشرفت در این مسیر(البته در ایران) خیلی هم به هوش و ذکاوت شما بستگی ندارد

عوامل زیادی در بالا رفتن حقوق و دریافت پست های بالاتر  شغلی دخیل هستند

نکته مهم :کارمندی می تواند دروازه ورود شما به دنیای کارآفرینی باشد 

کاری که فقط خودتان دوست دارید انجام دهید 

اگر علاقمند هستید تا کارها را فقط خودتان انجام دهید …

شاید مسیر خویش فرمایی گزینه مناسبی برای شما باشد …

حتی مشاغل مهمی مثل پزشکی نیز در این دسته قرار دارند …

نکته مهم در خویش فرمایی  این است ،

که اگر به محل کارتان به هر دلیلی مثل بیماری و یا مسافرت نروید ….

از درآمد هم خبری نخواهد بود ….

اما افراد خویش فرما ، پتانسیل و سرعت بیشتری برای تبدیل شدن به کارآفرین دارند

در خویش فرمایی تقریبا همه کارها برعهده خودتان خواهد بود

کار راه بنداز ،دیگران انجامش دهند 

اگر علاقمند به حوزه کسب ثروت و شهرت هستید ….

اینجا مکان خوبی است …

شما ایده ای را دارید ، شرع می کنید ….

گسترش می دهید ….

افرادی را اضافه می کنید ….

و در نهایت آنقدر کار وسیع می شودکه شما ، فقط مدیریت می کنید …

و نیازی به حضور شما نیست ….

زیرا حساب و کتاب شما ، با حسابدار است

مدیر داخلی دارید ….

کارگر دارید ….

روابط عمومی و ….

در این مدل کسب و کار ، بسیار مهم است که مدیریت را خوب بلد باشید …

زیرا در اینجا مجبورید ، افراد باهوش تر از خودتان را مدیریت کنید ….

افرادی زرنگ تر از خودتان را استخدام کنید ….

و این همه جذابیت کارآفرینی است …

اینجا ، تا دلتان بخواهد از ثروت و کار های متنوع وجود دارد …

من پول دارم و شریکت می شوم 

اگر ثروت مناسبی داشته باشید …

می توانید به افرادی که می توانند ،

کسب و کاری ایجاد کنند و درآمد خوبی داشته باشند ،

به عنوان شریک نگاه کنید …

شما اول خوب تحقیق می کنید و سپس پولتان را به جریان می اندازید ….

حقیقت این است که این مدل کسب و کار بهترین شیوه کسب ثروت است …

شما با شغلتان ثروتمند نخواهید شد ، بلکه با سرمایه گذاری های خود می توانید پولدار شوید         مسعود مولایی

شما می توانید ، هر یک از این مدل های کسب و کار را دوست داشته باشید

اما به شخصه پیشنهاد می کنم ….

بدون توجه به شغل فعلی ، با اندکی پس انداز وارد حوزه سرمایه گذاری شوید

و بدون نگرانی مالی ، به زندگی خود سر و سامان دهید

این ویدئو برای شماست ، دانلود کنید